خرید بک لینک
نمره یکی از درسا اومد. لب مرز شدم. امیدوارم اون یکی رو بهتر بشم که از این وضعیت دربیام...

امروز هم سخت درس خوندم.

اتفاق جالبی افتاد.

امیدوارم خوب بشه همه چیز

+ نوشته شده در 31 Jul 2017ساعت توسط The Mad Hatter |

برچسب: نمره, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

چه روزهای وحشتناکی بود. دقیقا سه شنبه بود. نمره ی دوم دقیقا فردای نمره اول اومد. و چقدر هم کم! و این کم بودن موجبات اخراج من از دانشگاه رو فراهم می آورد! به استاد پیام دادم. خیلی جزئی نمی تونم بگم. ولی تا استاد جواب بده توی یه مسیر گرم نیمساعته که دو ساعت برای من طول کشید... بارها نشستم و فکر کردم که چه کار باید بکنم. اگر اخراج بشم چی میشه. حتی نمی تونستم گریه کنم.خودم رو شکست خورده می دیدم. اونق

برچسب: نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

یه پستی بود که پاکش کردم

نتیجه اخلاقی اینکه خیلی چیزا باید برای من بی اهمیت بشه.

برچسب: اصرار, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

کتاب کتابخونه رو دادم عملا چرت و پرت بود. کلاسهای صبح رو نرفتم چون مدرسش رو خوشم نمیاد. دکتر س که رفت بقیش چرت و پرته. بعید می دونم شرکت کنم. شایدم کردم. الان یه چایی جلومه و توی کافه دانشگاه هستم. دارم فکر می کنم امروز تا شب چی بخونم؟ یه سفر مشهد رو کنسل کردم چون تضعیف روحیم می کرد. سفر همدان رو احتمالا کنسل کنم. بازم نمی دونم چجوری باشه شرایطم. چقدر گرم شده اینجا . با چشم دارم دنبال دکتر می گرد

برچسب: برنامه,امروز, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

سلام و علیک . خوب برخورد کرد با اینکه کنار دو نفر از استادای بزرگ دیگه بود. طوری که بقیه هم به من سلام دادند. اما دیگه ازشون جدا نشد که بخواد با من صحبت کنه. البته دلیلی هم نداره. همین! برگشتم چایی م رو بخورم. یکی اینجا بدجوری منو نگاه می کنه... رفت. هوف مغزم داره می سوزه گرمه شاید برم کتابخونه اینکه با این آدم پایان نامه نگیرم... فضای مسخره ای رو برای من خلق می کنم. می گم بازم هرچی خدا بخواد. من

برچسب: دیدمش, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

الان دارم یکی از درسهای پایه رو می خونم. کاری رو انجام می دم که بیشتر درش مفیدم. در حد سی ثانیه با دکتر جان صحبت کردم گفت خوبید شما چه خبر گفتم ممنون بابت توصضیه نامه. گفت عه آمدید گفتم بله یه کوچولو پرسید که کیه مدرس و ... و برام آرزوی موفقیت کرد. یه بارم توی کافه چشم توی چشم شدیم و لبخند زدم. پسره داشت برای من برنامه تک رو نصب می کرد. تک یکی از غولهایی هست که باید مثل زبان تا دهم شهریور حالشو جا

برچسب: گفتگویی,ثانیه, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

اتفاقات علمی زیادی افتاد

امیدوارم خداوند بهترین ها رو بهم پیشنهاد کنه.

برچسب: اتفاقات,علمی, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

به شدت دنبال کار آنلاین هستم. امیدوارم درست بشه.

برچسب: نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

استاد گرامی هنوز نمره رو نذاشته. دو سه تا نمونه کار باید تهیه کنم. یه پروپوزال هم باید بنویسم و بفرستم و عملا فقط دارم دور خودم می چرخم. مامان جان هم هی رد میشه می گه شب نوبت دکتر داریما. من چیزیم نیست به زور می خواد برای من عیب بتراشه. چقدر گرمه بدنم داره می سوزه. امروز اسموتی انگور و موز درست کردم. چقدر این انگور وحشیه. اصلا آدم وقتی می خوره حساسیتش میره بالا. شیرین هم هست. هیچ وقت باهاش حال نکر

برچسب: پروژه, نویسنده: کیارش کاظمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:34

صفحه بندی